الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

111

إحياء علوم الدين ( فارسى )

ديگرى او را چه سود دارد ؟ پس اين طامّهء « 42 » صغرى است ، و [ شدت ] هنوز در زير است « 43 » و هول هنوز باقى است . و آن آن گاه باشد كه طامهء كبرى پديد آيد و خصوص برخيزد و آسمان و زمين باطل گردد و كوه‌ها بركنده شود و هولها به كمال رسد . و در صفت اين قيامت خرد اگرچه تطويل كرديم عشر عشير اوصاف آن ياد نكرديم . و آن به نسبت قيامت بزرگ چون ولادت خرد است به نسبت ولادت بزرگ . چه آدمى را دو ولادت است : يكى بيرون آمدن از پشت و استخوان‌هاى سينه در مستودع رحم ، در قرار مكين « 44 » تا اندازهء معلوم جاى گرفتن ، و در سلوك او سوى كمال منزلها و طورهاست از نطفه و علقه و مضغه و غير آن ، تا آن گاه كه از مضيق رحم بيرون آيد و به فضاى عالم رسد . پس نسبت عموم قيامت بزرگ به خصوص « 45 » قيامت خرد نسبت فراخى فضاى عالم است به فراخى فضاى رحم . و نسبت فراخى عالم كه بنده به مرگ بدان خواهد رسيد به فراخى فضاى دنيا چون نسبت فضاى دنياست به فراخى فضاى رحم ، بل فراخ‌تر و بزرگتر . پس پسين را به پيشين قياس كن ، چه حق تعالى فرموده است : ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ ، « 46 » اى ، خلق و بعث شما نيست مگر چون يك نفس . و نشئت دوم نيست مگر بر قياس نشئت اوّل ، بل اعداد نشئتها در دو محصور نيست ، و قول حق تعالى و نُنْشِئَكُمْ فِي ما لا تَعْلَمُونَ « 47 » اشارتى است بدان . پس كسى كه به هر دو قيامت مقرّ است ، به عالم غيب و شهادت و ملك و ملكوت ايمان دارد . و كسى كه به قيامت خرد مقرّ است و به قيامت بزرگ نه ، كور است به يك چشم ، از دو عالم در عالمى مىنگرد ، و آن جهل و گمراهى است و اقتدا به دجّال أعور « 48 » . پس در غايت غفلتى اى بيچاره ، و ما همه بيچاره‌ايم ، و در پيش تو اين هولهاست ، پس اگر از روى جهل و گمراهى به قيامت بزرگ ايمان ندارى ، آيا قيامت خرد تو را بسنده نيست ؟ نشنيده‌اى قول سيد انبيا [ كه ] گفت : كفى بالموت واعظا . و اندوه و تاسهء وى - صلى اللّه عليه و سلم - در حال مرگ نشنيده‌اى ؟ [ 80 ] تا به حدى كه گفت : اللهم هوّن على محمّد سكرات الموت . اى ، سختيهاى مرگ بر محمّد آسان گردان . آيا شرم نمىدارى كه در آمدن مرگ و قيامت را دير مىپندارى و به سفلگان غافل اقتدا مىكنى ؟ كه صفت ايشان است كه ما يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ فَلا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لا إِلى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ ، « 49 » اى ، چشم نمىدارند مگر نفخهء اسرافيل را كه بگيرد ايشان را در حالى كه با يك ديگر خصومت مىكنند ، اى غافل باشند از قيامت ، پس نتوانند كه در كارهاى خود به چيزى وصيتى كنند

--> ( 42 ) طامّه ، قيامت ، روز قيامت . ( 43 ) نسخهء خطى : و شفتالو هنوز در زير است . عربى : و الخسوف بعد اسفل و الهول بعد مؤخر . ( 44 ) قرار مكين ، جاى استوار ( رحم مادر ) . ( 45 ) نسبت عموم به خصوص ، نسبت اعم به أخص . ( 46 ) لقمان 31 - 28 . ( 47 ) واقعه 56 - 61 . ( 48 ) أعور ، يك چشم . ( 49 ) يس 36 - 49 50 .